نگو چگونه ای که لاجرم بگویم عالی امبگو کجای, قصه ای؟ بگویم این حوالی ام
تو بی نصیبی از من و من از تو بی نصیب ترکه من زنی نشسته، کنج خانه ای خیالی ام
بیا به پشت شیشه ی اتاق رو به کوچه تابه چشم خودببینی
برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
شب های بی تو ماندن و تکرار این سؤال
این دلخوشی ِساده ی ما را چرا گرفت؟
درچشم های تیره ی تو درد خانه کرد
در چشمهای روشن من غصّه پا گرفت
هی گریه پشت گریه و هی صبر پشت صبر
هر کس شنید قلبش از این ماجرا گرفت
بعد از تو کار هر شب من جز دعا نبود
هی التماس و گریه و هی نذر....تا گرفت
حالا که آمدی چه قَدَر تلخ و خسته ای
اصلا! خدا دوباره تو را داد ؟یا...گرفت؟

برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
گره ام میزنی پیش خودت.

برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میونه این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگه دار

برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام
حَتی تــــو رو....
بوسه هــــــــــآیتو دوس دارم
در هَر شرایتی
بوس هایت ماندگاری دآرد
نیستی به یاد بوسه هایت میخوآبم....
نیستی ولبات الان رولبای یکی دیگس...
نیستی ومن بازبایادتومیخوابم
گاهـ ـــی ﻭﻗﺘـــــﻬﺎ...
ﭼـﻪ ﺳــــﺎﺩﻩ ﻋﺮﻭسـ ـــﮏ ﻣﯿﺸﻮﯾﻢ..
ﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ!ﻧﻪ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!ﻓﻘﻂ ﺳﮑـ ـــﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﮐﻪ ﮐﺴــﯽ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﻟﻤـ ــــﺎﻥچـه ﻣﯿﮕـﺬﺭﺩ...!
برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام

برچسب:
نویسنده: مهتاب نیکنام